مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
جمعه 04 مهر 1393
:: 12:14 ::  نويسنده : امیرعلی

 تو صف بانک به دختره گفتم چند نفرجلوتن

دختره برگشته گفته والا دوتا خواهر بزرگتردارم که جلوم هسن

ولی اشکال نداره اگه میخای بیا منو بگیر

نخدین خب حق دارن شوهر گیر نمیاد!!!

ی کی پاسخگو باید باشه؟؟؟




پنج‌شنبه 03 مهر 1393
:: 12:35 ::  نويسنده : امیرعلی

با دوستم رفیتم رستوران
یه رستوران بزرگ ولی خلوت...
اینقدر خلوت بود که خود کارکنان رستوران هم حوصلشون سررفته بود ....
یهو دوستم بهم چشمک زد
من که اول منظورشو نفهمیدم...
بعد دیدم خیلی حرفه ای داره صدای گربه  در میاره
دیگه خودتون قیافه ی پرسنل رستوران رو تصور کنید

 

بقیش رو در ادامه مطالب بخون




ادامه مطلب ...


پنج‌شنبه 03 مهر 1393
:: 12:20 ::  نويسنده : امیرعلی

چند روز پیش مهمون داشتیم

بعد یه دختر 26 تا 30 ساله مجرد هم تو مهمونا بود

کلی سر به سر داداش کوچیکم   ( دهه 80 تادی - گودزیلای تمام عیار) میذاشت

بعد به داداشم گفت :  خاله رو چقد دوس داری؟؟

این داداش منم نه گذاشت نه برداشت گفت :

آخه اگه دوست داشتنی بودی که اینجا نبودی !

خونه شوهرت بودی داشتی جوراباشو میشستی




پنج‌شنبه 03 مهر 1393
:: 00:33 ::  نويسنده : امیرعلی

يکى از خانوم هاى فاميلمون اصن پسر نداره و سه تا دختر داره هروخ منو ميبنه ميگه :

به به داماد خوشگل و خوش تیپم ...

 دختراشم  کنه  هستن !!!

نميدونم دقيقا فازش چيه رفته تو نروم ؟!

 

فک کنم ميخواد منو شکنجه روحى بده 

 

موندم چجوری حالشون رو بگیرم؟ 




پنج‌شنبه 03 مهر 1393
:: 00:27 ::  نويسنده : امیرعلی

بدبختی بیشتر دخترای مملکتمون اینه که میان ازدواج میکنن از مشکلات خانواده بکنن راحت بشن اما بدبختی از شوهر هم شانس نمیارن 




پنج‌شنبه 03 مهر 1393
:: 00:20 ::  نويسنده : امیرعلی

از بین 7 میلیارد نفر آدم روی زمین یکیش مال من.

شش میلیارد و نهصد و نود و نه میلیون و نهصدو نود و نه هزار و نهصد و نود و نه تاش مال شما 




چهارشنبه 02 مهر 1393
:: 13:34 ::  نويسنده : امیرعلی

یه روز صبح زود بیدار شدم که برم شیفت بیمارستان

 

چون عجله داشتم شلوار رو. پوشیدم یادم رفت توی جیبم پول بذارم . خلاصه زدم بیرون.
سوار تاکسی که شدم دیدم اووووف یکی از دخترای آس و خوشتیپ کلاس جلو نشسته!
یه کم که گذشت گفتم بزار کرایه شو حساب کنم نمک گیر شه بلکه یه فرجی شد!
با صدایی که دو رگه شده بود پونصدی رو دادم به راننده و گفتم:
کرایه ی خانم رو هم حساب کنید!
دختره برگشت عقب تا منو دید کلی سلام و احوالپرسی و تعارف که نه ...
اجازه بدین خودم حساب میکنم و این حرفا!
منم که عمرا این موقعیتو از دست نمیدادمو کوتاه نمی اومدم!
می گفتم به خدا اگه بزارم!تمام این مدتم دستم دراز جلوی راننده!
همه شم میدیدم نیشِ راننده بازه! خلاصه گذاشت حسابی گلوی خودمو پاره کنم،
بعدش گفت : چطوره با این پونصدی کرایه ی بقیه رو هم تو حساب کنی؟! دست کردم تو جیبم دیدم جز 500 تومنی هیچی پول تو جیبم نیست....
یهو انگار فلج شدم.آخه پول دیگه ای نداشتم!
الکی سرمو کردم تو کیفمو وقت کشی تابلوُ که دیدم. یه خانمه خوشتیپ
کرایه ی جفتمونو حساب کرد!
ولی از خنده داشت میترکید! 
داشت گریه ام می گرفت که دختره  اس.ام.اس داد و گفت:
پیش میاد عزیزم ناراحت نباش!
موافقی ناهارو با هم بخوریم؟!
 
حالا من بیچاره شارژ هم نداشتم جواب بدم!
خلاصه عین اسکلا انقد بهش زل زدم تا نگام کنه و گفتم : باشه !!
این شد که ما چند ماهه باهم دوستیم
ولی یه بار
که گوشیشو نگاه کردم دیدم اسمِ منو *مستضعف* سیو کرده



چهارشنبه 02 مهر 1393
:: 13:20 ::  نويسنده : امیرعلی

لطفا کسی براتون مهم نباشه که شما رو آدم حساب نمیکنه .

من به جای شما اعصابم به هم می ریزه




چهارشنبه 02 مهر 1393
:: 13:17 ::  نويسنده : امیرعلی

صبح رفتم واسه صبحانه پنیر بگیرم 

 

 

به فروشنده میگم اندازه 3 هزار تومن پنیر می خوام
یه تیکه کوچولو گذاشت رو ترازو، گذاشتم دهنم ،گفتم بدک نیستش از همین بدین
برگشته میگه : همین بود دیگه خوردیش



چهارشنبه 02 مهر 1393
:: 13:07 ::  نويسنده : امیرعلی

به یه دختره که حلقه دستش بود گفتم چند وقته خیلی ازت خوشم میاد ولی حیف که شوهر کردی....
یهو دیدم با دستپاچگی گفت نبخدا شوهر نکردم,این حلقه هم الکی کردم تو دستم,باور کن بخدا شوهر نکردم
دیدم حلقشو درورد
شناسنامشو بهم نشون دادفقط شانس اوردم اونجا شلوغ بود وگرنه واسه اینکه ثابت کنه ..................................




درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران