مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
چهارشنبه 02 مهر 1393
:: 13:34 ::  نويسنده : امیرعلی

یه روز صبح زود بیدار شدم که برم شیفت بیمارستان

 

چون عجله داشتم شلوار رو. پوشیدم یادم رفت توی جیبم پول بذارم . خلاصه زدم بیرون.
سوار تاکسی که شدم دیدم اووووف یکی از دخترای آس و خوشتیپ کلاس جلو نشسته!
یه کم که گذشت گفتم بزار کرایه شو حساب کنم نمک گیر شه بلکه یه فرجی شد!
با صدایی که دو رگه شده بود پونصدی رو دادم به راننده و گفتم:
کرایه ی خانم رو هم حساب کنید!
دختره برگشت عقب تا منو دید کلی سلام و احوالپرسی و تعارف که نه ...
اجازه بدین خودم حساب میکنم و این حرفا!
منم که عمرا این موقعیتو از دست نمیدادمو کوتاه نمی اومدم!
می گفتم به خدا اگه بزارم!تمام این مدتم دستم دراز جلوی راننده!
همه شم میدیدم نیشِ راننده بازه! خلاصه گذاشت حسابی گلوی خودمو پاره کنم،
بعدش گفت : چطوره با این پونصدی کرایه ی بقیه رو هم تو حساب کنی؟! دست کردم تو جیبم دیدم جز 500 تومنی هیچی پول تو جیبم نیست....
یهو انگار فلج شدم.آخه پول دیگه ای نداشتم!
الکی سرمو کردم تو کیفمو وقت کشی تابلوُ که دیدم. یه خانمه خوشتیپ
کرایه ی جفتمونو حساب کرد!
ولی از خنده داشت میترکید! 
داشت گریه ام می گرفت که دختره  اس.ام.اس داد و گفت:
پیش میاد عزیزم ناراحت نباش!
موافقی ناهارو با هم بخوریم؟!
 
حالا من بیچاره شارژ هم نداشتم جواب بدم!
خلاصه عین اسکلا انقد بهش زل زدم تا نگام کنه و گفتم : باشه !!
این شد که ما چند ماهه باهم دوستیم
ولی یه بار
که گوشیشو نگاه کردم دیدم اسمِ منو *مستضعف* سیو کرده



درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران