|
مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،.. مطالب بامزه و خنده دار |
|||
|
زود باش دیه افریــــــــــن اااا توام بگیر بالا بگیر بالاتر همه دستها رو بردن بالا خوبه حالا یکم منو دعا کنید گیر هستم
دمتون گرم دختره رفته امتحان رانندگی بده افسره ازش پرسیده آینه کجاست؟ خدا جون ببخشید ها جسارته اما من یه چیز دارم که تو نداری؟! . . . . . . . . . . . . من تو رو دارم خداجونم. عاقا ديروز با دوس دختر جديدم رفتم گردش، کنار آب خواستم باهاش شوخی کنم افتاد تو آب. چشتون روز بد نبینه فكر كنم آب بردش و به جاش یه مرد بدقیافه از آب اومد بیرون! حالا اینا به کنار، طرف ديوونه بود هی میگفت من دوس دخترتم آرایشم پاک شده،
فکر میکرد من خرم
خلبانه همين كه هواپيما از زمين بلند ميشه، ميكروفون رو ميگيره دستش و حرفای هميشگيش رو بلغور ميكنه كه: سلام، من خلبانم و فلان و بيسار...، بعد كه حرفاش تموم ميشه، يادش ميره ميكروفون رو خاموش كنه. خلاصه بعد از يك مدت برميگرده به كمك خلبان ميگه: تو كنترل رو بگير دستت، من اين ساندويچم رو بخورم، بعدم برم ترتيب اين مهماندار جديده رو بدم كه خيلي خفنه! و طبيعتاً همه اين حرفها هم داشت بلند تو هواپيما پخش ميشده! مهماندار كه اين وضع رو ميبينه، شروع ميكنه به دويدن طرف كابين خلبان كه ديگه بيشترسوتي نده، وسط راه پاش گير ميكنه،ميخوره زمين. پيرزنه جلوشو ميگيره، ميگه: دخترم حالا انقدر هول نشو،خلبان گفت اول ميخواد ساندويچشو بخور بچه ها از امروز دعا كنين
برف بياد مدرسه ها تعطيل شه میگن دعای دسته جمعی زودتر اجابت میشه
جاتون سبز روز جمعه این هفته ناهار مهمون داشتیم مامانم که دست تنها بود گفت امیر علی من میرم سرسفره تو هم قورمه سبزی رو بریز تو ظرف بیار.خواستم ظرف رو بردارم از دستم افتاد رو کابینت همش ریخت.از ترس مامانم هول شدم همشو با دستم ریختم تو ظرف بعدشم همه چی روتمیز کردم بردم سر سفره. من اصلا اون روز لب بهش نزدم.ولی همه ی مهمونا هی خوردن و هی تعریف خوشمزگیش رو کردن اینقد ک دوستای دوست دخترم از رابطه ی ماخبر دارن من از رابطمون خبرندارم!
والا ی وضعی داریما درباره وبلاگ كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها |
|||
|
|