|
مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،.. مطالب بامزه و خنده دار |
|||
|
در یک مسابقه ی کشتی که مخصوص گربه ها بود، یک گربه ی ضعیف و لاغر، تمام حریفان خود را شکست داده و به مر حله ی فینال رسید. در فینال هم همان گربه، یک گربه، یک گربه ی بسیار قوی را شکست داده و قهرمان شد. خبرنگاران از گربه ی قهرمان پرسیدند:رمز موفقیت شما چه بوده؟ گربه ی لاغر در پاسخ گفت بشوژه پدر اعتیاد، من ببرم! رئیس از کارمندش پرسید، چرا الان می آیی سرکار؟ کارمند گفت:آقای رئیس ، برام مشکلی پیش آمد. رویس گفت : چه مشکلی؟ کارمندگفت: آقای رئیس، امروز صبح موقع مسواک زدن، چون عجله داشتم خمیر دندان زیادی روی مسواک گذاشتم و حدود یک ساعت طول کشید که خمیردندان اضافی رابرگردونم توی لوله ی خمیر دندان.........!!!!!!! انشاالله یه روزی برسه که یاد بگیریم تو نمایشگاه کتاب،
کتاب هم بخریم،ساندویچ همه جا هست! آقا دیروز داشتیم تبلیغات نگاه می کردیم نامردا وسطش فیلم نشون دادن! بهترین راه برای جمع کردن نمکی که روی فرش ریخته،
اینه که با دست بزنی پخش و پلاش کنی :))
لذتی که تو رقصیدن و قر دادن تو اتوبوس، زمان مدرسه،موقع رفتن به اردو وجدانا ،خدایی تو هیچ دیسکویی تو دنیا نیست! مــــن اگـــه یـــــه نفـــــر دیگــه بودمـــو ، خــــودمــو می دیـــدم!
10بار سریع بگو: بامزس نه؟؟؟ یه روز شهاب رفیقم با دوس دخترش رو بیرون دیدم...رفتم بغلش کردم گفتم به به آقا پدرام...
شما کجا اینجا کجا!! دختره گفت مگه اسمت شهاب نبود؟؟
گفتم به شما گفته شهاب؟؟ این عادتشه به همه دخترا یه اسم جدید میگه!
راستی من دیگه باید برم... فقط سارا گفت بهت بگم خیلی بیمعرفتی!!!
هیچی دیگه...
الان متواری ام. درخواست پناهندگی دادم....!
درباره وبلاگ كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها |
|||
|
|