|
مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،.. مطالب بامزه و خنده دار |
|||
|
اعتراف می کنم توی بچگی یه دوست داشتم به اسم گلنوش که همسایه دیوار به دیوارمون بود. از دیوار کنار تختم سعی کرده بودم یه تونل به اتاقش بزنم، اما متاسفانه وسط راه به آجر برخورد کردم! هیچی! تازه کلی فحش هم از مامانم خوردم! استاد پرسید چرا سمت راست کلاس همیشه شلوغ تر از سمته چپه؟
گفتیم چون وایرلس این طرف بهتر آنتن می ده! دچار یاس فلسفی شد! دبیرستان دخترونه:
همسایمون برای دخترش پراید صفر خرید.....!!!! فک کنم دیگه وقتشه از تنهایی درش بیارم!!!! خارجيه قبل غذا: خدايا ممنون به خاطر نعمت هايي که دادي.
دختر:عزیزم ، چی کار داری می کنی؟ پسر: پشه می کشم. دختر: چند تا کشتی؟ پسر: پنج تا....دو تا نر(مرد) و سه تا ماده(زن) دختر(با تعجب) : از کجا فهمیدی؟ پسر:سه تا شون جلو آیینه نشسته بودن، دو تا شون جلو مانیتور!!! دیدم یه شماره غریب اس ام اس داده: "چطوری مهندس بی معرفت؟" برمی گرده طرف تو." از دانشگاه برگشتم اومدم دم خونه دنبالت بريم بيرون با هم دور بزنيم. دقایقی پیش مامانم سراسیمه اومده تو اتاقم می گه:
چی ام که فکر کردی یه بسته گوشت خام و یخ زده رو می تونم برداشته باشم؟
24 سالمه، واسه خودم مردی شدم، سیبیل دارم، صبا می رم نون می گیرم واسه خونه، ولی هنوز شیرینی و آجیل رو ازم قایم می کنن خونه دایی دعوت بودیم. من یه کم بعد از بقیه رسیدم.
وقتی رفتم تو دیدم همه دارن فیلم می بینن. با صدای بلند گفتم سلام ...
بعد یارو توی فیلمه به طور اتفاقی گفت سلام و زهر مار مرتیکه! همه از خنده کف سالن پهن شدن درباره وبلاگ كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها |
|||
|
|