مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
یکشنبه 07 مهر 1392
:: 12:47 ::  نويسنده : امیرعلی
ضدحال زدن خانم مهندس

دیدم یه دختره بغل ماشینش تو خیابون وایساده , مضطرب هی گوشیش و نگاه میکنه , نگه داشتم گفتم ماشینتون خراب شده ؟
بیاید من تا یه تعمیرگاهی برسونمتون با تعمیر کار برگردید پیش ماشینتون
سوار شد, گفتم دختره دست و پا داری هستی خوشم اومد, هر کی بود هی شماره باباشو می گرفت که بیاد دنبالش درستش کنه
ذوق کرد و کلی حرف زدیم, منم دورترین تعمیرگاه و مد نظر داشتم که کلی باش تیک بزنم تو راه
بحث شغل و درس شد, گفتم من... فوق معماری دارم ولی توی تندیس مغازه دارم , نمایندگی ساعت گس
گفت چه جالب منم معماری میخونم
رسیدیم وقتی پیاده شد گفتم میتونم شماره تونو داشته باشم خانوم مهندس؟
گفت نیازی نیست , زیاد همدیگر و در آینده خواهیم دید
خرذوق گفتم باعت افتخاره منه .. چطور؟
گفت اخه اون مغازه ی توی تندیس مال عموی منه شما هم با این اوصاف باید کامران پسر عموی من باشید علی اقا درسته؟؟...



درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران