مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
شنبه 04 خرداد 1392
:: 12:35 ::  نويسنده : امیرعلی

جایی دعوت بودیم، بعد یه دختر کوچولو داشتن،


منم مغزم به خاطرِ یه موضوعی کلاً هنگ بود.


بچه رو به روم رو پای مامانش نشسته بود،

نمیدونم چی شده بود محبتم گل کرده بود هی میگفتم

بیا پیش عمو سارا جان، بیا عزیزم، بیا یه بوس بده به عمو.

خلاصه در حال بفرما زدن بودم که با ضربه ی آرنج مامانم مواجه شدم،


گفتم چیه؟ گفت: احمق سارا اسم مامانست،


اسمش ساریناست !!!!





درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران