مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
یکشنبه 12 مرداد 1393
:: 00:31 ::  نويسنده : امیرعلی

به خاطر رفیقش داشت میرفت زندان..

 

2 سال کم نیست !

داشت دو سال حبسی رو که مال رفیقش بود  رو به جون میخرید

رفیقش گفت : خیلی با معرفتی

گفت این حرفو نزن! ارزش رفاقتمون بیشتر این حرفاس!

فقط یه خواهشی ازت دارم...

یه نگاه به عشقش کرد و گفت

این مدت که زندانم حواست بهش باشه!

مراقبش باش ناکس نگاه بد بهش نکنه!

خودت میدونی که چقد دوسش دارم!

رفیقش گفت : باشه داداش و هم دیگه رو بغل کردن ...

رفت زندان...

بعد دو سال برگشت...

به رفیقش نگاه کرد گفت : سلام داداش

به عشقش نگاه کرد و گفت :

سلام زن داداش...

 

 




درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران