مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
سه‌شنبه 29 بهمن 1392
:: 19:56 ::  نويسنده : امیرعلی

داشتم تو یه کوچه نزدیک خونمون راه میرفتم

دیدم دو تا بچه 4 الی 5 ساله دارن بازی میکنن

کوچه هم خیلی خلوت بود رفتم پشت سرشون سرعتمو کم کردم

گوشیمو در اووردم الکی یه شماره ای گرفتم

گفتم :علی دو تا بچه اینجا هست ماشین رو بردار بیار

تا من کلیه هاشونو در بیارم که بفروشیم یخ هم با خودت بیار

اقا تا اینو گفتم اولی که از شدت گریه غش کرد

دومی هم یه ذره دوید بعد واساد خودشو خیس کردمهر شدهمهر شدهمهر شدهزبان درازی




درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران