مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
دوشنبه 18 شهریور 1392
:: 10:53 ::  نويسنده : امیرعلی

 

یه روز از بیرون اومدم رفتم رو تخت خوابیدم


مامان و بابام اومدن بالا سرم و با محبت هرچه تمام دست تو موهام کرد و گفت :


الهی  قربونش برم …


بعد با یه لحن غم انگیز به بابام گفت : خوب شد دختر نشد وگرنه رو دستمون باد میکرد !




درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران