مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
جمعه 18 مهر 1393
:: 10:25 ::  نويسنده : امیرعلی

چن وقت منتظر بابام بودم بیاد دنبالم یه ساعت شد نیومد. منم خو بیکار نیستم پیاده راهو اومدم.
رسیدم سر کوچه ماشین بابامو دیدم داره میاد سمتم.
میگم :چرا نیومدی؟
میگه :داشتم تلویزیون میدیدم یادم رفت!
گفت :یهو راز بقا شروع شد یاد تو افتادم




درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران