مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392
:: 23:32 ::  نويسنده : امیرعلی

 اومدم خونه مادرم نمازش تموم شده بود، داشت دعا مي كرد...

تا منو ديد گفت: اينو مي گما خدا.... 


نمي دونم داشت پشت سره من به خدا چي مي گفت 




درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران