مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392
:: 15:12 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 

 

طرز نمره گرفتن پسرا و دخترا از استاد مرد :



پسرا : استاد به جون مادرم خرج خونه و دانشگارو خودم میدم

مادرم مریض بابام مرده ۲ شیفت کار میکنم واسه همین نتونستم خوب درس بخونم !

 



دخترا : اســـــتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد !!!! 




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392
:: 15:12 ::  نويسنده : امیرعلی

رفتم از عابربانک پول بگیرم میگه :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
در حال حاضر دستگاه حاضر به ارائه سرویس نمی باشد .

 

بعد مینویسه آیا درخواست دیگری دارید؟!

 

((آره سلام ما رو هم به عمت برسون :)) 




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392
:: 15:11 ::  نويسنده : امیرعلی

 

راز دل به زن مگو  (داستان بسيار جالب )


پدری به پسرش وصیت کرد که در عمرت این سه کار را نکن :

 

راز دل به زن مگو  ،  با نو کیسه معامله نکن  و  با آدم کم عقل رفیق نشو .



بعد از این که پدر ازدنیا رفت پسر خواست بداند که چرا پدرش به
او چنین وصیتی کرده؟ پیش خودشگفت : امتحان کنم
ببینم پدرم درست گفته یا نه.
هم زن گرفت، هم قرض کردو هم با آدم کم عقل دوست شد.
روزی زن جوان از خانه بیرون رفت. مرد فوری رفت گوسفندی آورد و در خانه کشت و خون گوسفند را دور خانه ریخت و لاشه اش رازیرزمین پنهان کرد. زن وارد خانه شد و به شوهرش گفت : چه شده؟ خون ها مال چیست؟
مرد گفت : آهسته حرف بزن. من یک نفر را کشته ام. او دشمن من بود.
اگر حرفی زدی تو را هم می کشم. چون غیر از من و تو کسی از این راز خبرندارد. اگر کسی بفهمد معلوم می شود تو گفته ای.
زن،تا اسم کشته شدن را شنید، فوری به پشت بام رفت و صدا زد : مردم بهفریادم برسید.
شوهرم یک نفر را کشته، حالا می خواهد مرا هم بکشد. مردم دهبه خانه آنها آمدند. کدخدای ده که کم عقل بود و دوست صمیمی آن مرد بود فوری مرد را گرفت تا به محکمه قاضی ببرد. در راه که می رفتند به آدمنوکیسه برخوردند.
مرد نوکیسه که از ماجرا خبر شده بود دوید و گریبان مرد را گرفت و گفت : پولی را که به تو قرض داده ام پس بده. چون ممکن است توکشته بشوی و پول من از بین برود.
به این ترتیب، مرد، حکمت این ضرب المثل را دانست. سپس لاشه گوسفند را نشان داد و اصل ماجرا را به قاضی گفت و آزاد شد




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392
:: 15:10 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 

 

مرد براي رفع دل تنگياش گريه نميكنه قلیون می کشه. . ! 




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392
:: 15:09 ::  نويسنده : امیرعلی

کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود … 




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392
:: 15:09 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 

 

 

گشت ارشاد:  آقا با شما چه نسبتی دارن.؟

 


 برام کارت شارژ ایرانسل میخرن !   




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392
:: 15:08 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 

 

 

دختری با ظاهری ساده از خیابان گذشت که پسری در پیاده رو به او گفت:


چطوری سیبیلو


دختر خونسرد ، تبسمی کرد و جواب داد:


وقتی تو ابرو بر میداری و مو رنگ میکنی و گوشواره میندازی


من سیبیل میزارم تا جامعه احساس کمبود مرد نداشته باشه !  





چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392
:: 15:08 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 

رابطه  اون پسر دوخترايي که توش التماس باشه …

 


ساعت ۹ بزارین دم در خونه تا شهرداری ببره … 

 




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392
:: 15:06 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 

 

با دوست دخترم رفتیم برا اهدا عضو ثبت نام کردیم و این حرفا



آقا مارو جو گرفت هرچی بود تیک زدیم



خدا نکرده اگه اتفاقی بیوفته برام ، فقط پوستم میمونه



تو یه نایلون میارن در خونه تحویل میدن !   




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392
:: 15:05 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 

 

آیا میدانستید در ایران هنگام رد شدن از خیابان های یک طرفه



اگر دو طرف را نگاه نکنید میمیرید !؟ 




درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران