مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
یکشنبه 07 مهر 1392
:: 12:52 ::  نويسنده : امیرعلی

 

به یک نفر مسلط به زبان آدمیزاد برای رفع پاره ای دلتنگیها نیازمندیم !




یکشنبه 07 مهر 1392
:: 12:51 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 

ممکن است شاهزاده خانومم را پیدا کنم اما پدرم همیشه پادشاه من خواهد ماند!




یکشنبه 07 مهر 1392
:: 12:47 ::  نويسنده : امیرعلی
ضدحال زدن خانم مهندس

دیدم یه دختره بغل ماشینش تو خیابون وایساده , مضطرب هی گوشیش و نگاه میکنه , نگه داشتم گفتم ماشینتون خراب شده ؟
بیاید من تا یه تعمیرگاهی برسونمتون با تعمیر کار برگردید پیش ماشینتون
سوار شد, گفتم دختره دست و پا داری هستی خوشم اومد, هر کی بود هی شماره باباشو می گرفت که بیاد دنبالش درستش کنه
ذوق کرد و کلی حرف زدیم, منم دورترین تعمیرگاه و مد نظر داشتم که کلی باش تیک بزنم تو راه
بحث شغل و درس شد, گفتم من... فوق معماری دارم ولی توی تندیس مغازه دارم , نمایندگی ساعت گس
گفت چه جالب منم معماری میخونم
رسیدیم وقتی پیاده شد گفتم میتونم شماره تونو داشته باشم خانوم مهندس؟
گفت نیازی نیست , زیاد همدیگر و در آینده خواهیم دید
خرذوق گفتم باعت افتخاره منه .. چطور؟
گفت اخه اون مغازه ی توی تندیس مال عموی منه شما هم با این اوصاف باید کامران پسر عموی من باشید علی اقا درسته؟؟...



یکشنبه 07 مهر 1392
:: 12:21 ::  نويسنده : امیرعلی

لامصــب دختره کلا 140 سانت قدشه !!
یک کفش می پوشه 10 سانت پاشنه داره ..
 موهاشم شونصد دور میپیچه 10 سانتم اون میاد بالا ،

رو موهاش هم یک گلسر میذاره 7 سانت !
که قدش رو 167 نشون بده !!


بعد می گه با پسر قد کوتاه دوست نمیشم :| !!


اصـن یـه وضـــی دارن ایـن دختــــرا =)))))))) !!




یکشنبه 07 مهر 1392
:: 12:12 ::  نويسنده : امیرعلی


ی جمله بلدم.... ولی نمیگم..

.

.

.

.

.

.

.

 

 

(لوس بازی دكتر  امیر علی !)




یکشنبه 07 مهر 1392
:: 11:59 ::  نويسنده : امیرعلی

يارو داشت واسه دوستش تعریف میکرد:

آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد،

منم نتونستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد...

دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!!

يارو میگه: ای بابا، کدوم زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی




یکشنبه 07 مهر 1392
:: 11:51 ::  نويسنده : امیرعلی

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب .....

 

از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد........




یکشنبه 07 مهر 1392
:: 11:47 ::  نويسنده : امیرعلی


رفتم دنبالِ خواهرم از دانشگاه بیارمش
برگشتنه گشت بهمون گیر داده ، میگه خانوم كى باشن؟
منم با حالت عصبانى میگم خواهرمه! مشكلى هست؟
بعد یهو خواهرم میگه :
جناب سروان دروغ میگه !!!
دوست دخترشم ؟؟؟؟
میگم دروغ میگه به خدا جناب سروان ؟
یارو هم مدارك ماشینُ گرفت گفت بیا كلانترى معلوم میشه!!
به خواهرم میگم مرض دارى مگه!!!!!!!!
میگه بریم كلانترى بعد بابا اینا بیان دنبالمون مامورِ ضایع بشه یه ذره بخندیم.؟؟؟




یکشنبه 07 مهر 1392
:: 11:46 ::  نويسنده : امیرعلی

وقتی هنوز 2 سالت نشده بود پدر و مادرت هی میگفتن بگو بابا بگو مامان

 

الان میگی مامان میگه زهرمار مامان




شنبه 06 مهر 1392
:: 11:14 ::  نويسنده : امیرعلی

ﺩﻡ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻟﻢ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺎﺳﯽ ﺑﻠﻨﺪ ۲۰۰ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﯽ...
ﯾﻪ دخترﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺧﻮﺩﺗﻪ ﯾﺎ ﺑﺎﺑﺎﺗﻪ؟


ﻧﯿﻢ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻬﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﺗﻮ ﻫﻢ ﯾﮑﯿﺸﻮ ﺩﺍﺷﺘﯽ؟


ﺳﻮﯾﭽﺸﻮ ﺩﺭآﻭﺭﺩ ﺳﻮﺍﺭﺵ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ !!!

از اون موقع ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺍﻻﻧﻢ ﺗﺤﺖ ﺩﺭﻣﺎﻧﻢ....گریه




درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران