مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
چهارشنبه 19 شهریور 1393
:: 12:04 ::  نويسنده : امیرعلی

تو کلاسمون دختری بود که خیلی شر بود و توی کلاس ها اینقدر تیکه می انداخت که همه ما از خنده ریسه می رفتیم…

یکی از کلاس هامون با استادی بود که خیلی سختگیر و اخمو بود و حتی همون دختر هم جرات تیکه انداختن نداشت.

همون استاد یک بار قفسی سر کلاس آورده بود و اون دختر یک کنفرانس ۵ دقیقه ای ارائه داد و استاد به اون دختر گفت : به من بگو این چه حیوونیه؟

قفس با پارچه ای پوشانده شده بود و فقط پاهای حیوون دیده می شد.

این دوست ما جواب داد من نمی تونم بگم چه حیوونیه باید جاهای دیگه ای از بدنشو ببینم.

استاد اخم کرد و گفت: نخیر از همین پاهاش باید بفهمی چه حیوونیه?

دانشجو گفت: نمی دونم…ورفت نشست

استاد پرسید ببخشید خانم اسم شما چیه ؟ اون هم بلند شد و پاچه های شلوارشو کشید بالا تا مچش و گفت: 

خودتون ببینید اسمم چیه؟




چهارشنبه 19 شهریور 1393
:: 00:50 ::  نويسنده : امیرعلی

از تـــــــــنهایــــی بمیـــــر

 

ولـــــــی

 

 

زاپـــــاس کســـی نشـــو!




چهارشنبه 19 شهریور 1393
:: 00:45 ::  نويسنده : امیرعلی

دخترایی هستن که نگران پاک شدن ارایششون نیستن چون ارایش ندارن

وصورتشون بی ارایش زیباست

باروسریشون گنبد امام درس نمیکنن

.

دخترایی که وقتی یه پسر پولدار میبینن دلشون نمیلرزه...چون دلشون

دله نه ژله

.

هستن دخترایی که با دیدن ماشین پسرا کف نمیکنن...چون

اینا دخترن نه دلستر




چهارشنبه 19 شهریور 1393
:: 00:23 ::  نويسنده : امیرعلی

خیلی وقته منتظر روز های بهترم ولی نمیدونم چرا هنوزم دیروز بهتره....!!!




سه‌شنبه 18 شهریور 1393
:: 13:39 ::  نويسنده : امیرعلی

اینایی که تو عصبانیت هر چی دوست داری بهشون میگی اخر بغلت میکنن میگن باشه فقط تو اروم باش 

من ازینا میـــــــــخوام ..




سه‌شنبه 18 شهریور 1393
:: 13:27 ::  نويسنده : امیرعلی

زنگ زدم خونه خواهرم. خواهر زادم گوشيو برداشته

 ميگم: سلام مامان هس ؟ 

ميگه: آله.

ميگم: گوشيو بده بهش

ميگه:نميتونه صحبت کنه داره گريه ميکنه.

ميگم:بابات چي؟

ميگه:اونم داره با پليسا که اومدن دله خونمون صحبت ميتونه.

ميگم: داداش رضا ت چي؟

ميگ: لفته بيمالستانا لو  بگلده.

ميگم:بابا بزگ چي؟

ميگه:اونم لفته پزش قانوني.

ميگم:چرا ؟ 

ميگ: آخه من گم شدم.

ميگم: کجايي الان؟

ميگ: زيله تخت.

 

پروردگارا ...

 

شیطان رجیم و بی خیال شو،

 

مار و از شر این گودزیلا ها حفظ بفرما...




سه‌شنبه 18 شهریور 1393
:: 09:35 ::  نويسنده : امیرعلی

پشت دریا شهریست ...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

  دبی را میگویم همه لخت همه اصن يه وضي اووووف!

  قایقی خواهم ساخت مثل خر پــــارو خواهم زد..!




سه‌شنبه 18 شهریور 1393
:: 09:22 ::  نويسنده : امیرعلی

- نظرتان در مورد این جمله چیست ؟

( مهرم حلال ، جونم آزاد ! )




سه‌شنبه 18 شهریور 1393
:: 09:10 ::  نويسنده : امیرعلی

میگن بچه که زیــــادی ساکت باشه حتمــــا داره خرابکاری میکنه ...!

.

.

.

بچــه هـا چــــــــــــــرا ساکتین ؟!! صداتـــــون درنمیــــــــــــــــــــــــاد ...!!!!!! نظر نمیذارید!!!!!!!! 

خخخخخخ




دوشنبه 17 شهریور 1393
:: 11:17 ::  نويسنده : امیرعلی

این دخترایی که تو خیابون با دوست پسرشون هستن
.
.
.
با چه افتخار و غروری به دخترای تنها نگاه میکنن

انگار نهنگ شکار کردن




درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران