مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
شنبه 14 اردیبهشت 1392
:: 14:34 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 

 

آیا میدانستید

 

 

 اگر تانک رو تو دنده روشن کنین ، شلیک میکنه ؟!

 




شنبه 14 اردیبهشت 1392
:: 13:27 ::  نويسنده : امیرعلی

 

جوانی از بیکاری رفت باغ وحش پرسید:استخدام دارید؟
یارو گفت مدرک چی داری؟ گفت دیپلم!
یارو گفت یه کاری برات دارم،
حقوقشم خوبه پسره قبول کرد.
یارو گفت :
ما اینجا میمون نداریم میتونی بری توی پوست میمون
تو قفس تا میمون برامون بیاد!
چند روزی گذشت یه روز جمعه که شلوغ شده بود،
پسره توی قفس پشتک وارو میزد
از میله ها بالا پائین میرفت.
جوگیر شد زیادی رفت بالا از اون طرف افتاد تو قفس شیره!
داد زد کمککککککککک
شیره افتاد روش دستشو گذاشت رو دهنش گفت،
آبرو ریزی نکن من لیسانس دارم..!




شنبه 14 اردیبهشت 1392
:: 13:25 ::  نويسنده : امیرعلی

 به استادم میگم استاد ما نسل سوخته ایم بخدا …


گفت نسل سوخته ماییم شما نسل پدر سوخته اید …


هیچی دیگه تا حالا اینقدر توی زندگیم قانع نشده بودم !




شنبه 14 اردیبهشت 1392
:: 13:15 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 

 

یه سوال از خانم ها دارم….
زشته بخدا…
از سوسک میترسی؟؟
آخه شما تو شکم سوسک جا میشی؟
نه جامیشی؟؟
نه خب بگو میخام بدونم




شنبه 14 اردیبهشت 1392
:: 13:11 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 

آیا میخواهید همیشه و همه جا بدرخشید؟


به ادامه مطالب رجوع کنید .




ادامه مطلب ...


شنبه 14 اردیبهشت 1392
:: 13:07 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 زمونه اینجورشده 

 

آدم بی گناه تا پای چوبه دار میره اما آدم گناهکار تا اونجا هم نمیره !




شنبه 14 اردیبهشت 1392
:: 13:04 ::  نويسنده : امیرعلی

 وصیت کردم هرکی تو مراسم ختمم گفت:”خدابیامرزتش،راحت شد”
با لبه ی سینیه حلوا بکوبن دهنش اونم راحت شه بیاد پیش من!




شنبه 14 اردیبهشت 1392
:: 12:55 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 

دخترا عاشق حرف میشن، پسرا عاشق زیبایی!


حالا دلیل آرایش کردن دخترا و دروغگویی پسرا رو فهمیدین؟

 




پنج‌شنبه 12 اردیبهشت 1392
:: 14:05 ::  نويسنده : امیرعلی

 شما بودید چه واکنشی نشان می‌دادید؟  


 
بريد  ادامه مطالب  حتما  بخونيدش !!!



ادامه مطلب ...


پنج‌شنبه 12 اردیبهشت 1392
:: 14:02 ::  نويسنده : امیرعلی

 یه داستان جالب



 یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه می‌شه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده... لذا به عادت دیرینه‌ی ایرانی‌ها، می‌زنه رو ترمز و با دنده عقب، شروع می‌کنه به برگشتن به عقب! اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف می‌کنه... سرت رو درد نیارم، پلیس میاد و اول با راننده‌ی فرانسوی صحبت می‌کنه و بعد میاد سراغ ایرانیه و بهش میگه: ما باید این آقا رو بازداشت کنیم، ایشون اونقدر مسته که فکر می‌کنه شما تو اتوبان داشتی دنده عقب می‌رفتی! 



درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران