مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
چهارشنبه 22 خرداد 1392
:: 18:04 ::  نويسنده : امیرعلی

امروز رفته بودیم خرید؛

 

تو یکی از مغازه ها این تابلوها رو دیدم:

 

 

 

قیمت مقطوع است!

 

کورش کبیر

 

 

 

لطفاً چانه نزنید!

 

دکنر علی شریغتی

 

 

 

یعنی اونقدر خندیدیم که لوزالمعدمون کش اومد! خیلی دمش جیز بود طرف!





چهارشنبه 22 خرداد 1392
:: 18:03 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 

 
دارم میرم مسافرت، با مامانم خداحافظی کردم؛ بهش میگم:
 
آب نمیریزی پشت سرم ؟
 

میگه: حالا برو من سیفون رو برات میکشم




چهارشنبه 22 خرداد 1392
:: 09:53 ::  نويسنده : امیرعلی

پسر: عشقم یه عکس خوشگل از خودت واسم بفرست.


دختر: چشم ولی تو هم محض احتیاط یه عکس از خواهرت واسم بفرست عجقم..


(شیطان سرپا ایستاده بود سیگارش را خاموش کرد و کف مرتبی برای دختر زد)


پسر بدون معطلی عکس اون یکی دوست دخترش را واسه دختر فرستاد.


(بیچاره شیطون رو آورد به مصرف مواد مخدر و شیشه)


دختر: وای مرسی عزیزم.. الان عکسمو واست ایمیل میکنم و عکس دوستش را فرستاد.


پسرک خوشحال وقتی ایمیلشو باز کرد عکس خواهرشو دید..


(هیچی دیگه داستان این چت باعث شد شیطان ادامه تحصیل بده، 

بعد از ظهرها هم کلاس تقویتی گرفته)




چهارشنبه 22 خرداد 1392
:: 09:51 ::  نويسنده : امیرعلی

خواهرم میخواست به بچه اش آب پرتقال بده اونم نمیخورد منم گفتم اشکال نداره بده من بهش میدم بردمش تو اتاق هرکاری کردم نخورد پدرسگ،

من از رو لجم خودم آب پرتقال رو خوردم بعد هم به خواهرم گفتم که همش رو خوردم. خواهرم گفت دستت درد نکنه تمام داروهاش رو ریخته بودم تو اون آب پرتقال!!




یکشنبه 19 خرداد 1392
:: 16:59 ::  نويسنده : امیرعلی


Inline image 1 

 
سلامتی اون دختر پسرایی که حاضرن تنها بمونن...

 

 

 
اما با هر کسی نباشن...
 


/>

 




یکشنبه 19 خرداد 1392
:: 16:56 ::  نويسنده : امیرعلی

 یعنی من خودم رو یه یک لحظه جای این دخترای مجرد

 میزارم خیلی حالم گرفته میشه

که پسر خوشتیپ و خوشگل و تحصیل کرده ای

 مثل من قصد ازدواج نداره !!




یکشنبه 19 خرداد 1392
:: 16:55 ::  نويسنده : امیرعلی
 


 

خانومه مهمانداره تو هواپيما بهم گفت ميخواي بخوابي برات بالش بيارم؟؟
 
گفتم نع!! برام قصه بگو...

 


قهر كرد رف!!

 




یکشنبه 19 خرداد 1392
:: 16:12 ::  نويسنده : امیرعلی

يارو با زنش ميرند پيش دندانپزشک و شروع ميکنه به رجز خواني که:


آقاي دکتر بيخود وقتت رو با داروي بيحسي و مسکن تلف نکن،

يکضرب دندان را بکش و کار را تمام کن.
دکتر ميگه: ايول الله به شجاعت شما، کاش همه مريضا اينطوري بودن!

خوب حالا کدام دندانه که درد ميکنه؟
طرف به زنش ميگه: عزيزم دندان خرابت را به آقاي دکتر نشان بده!




یکشنبه 19 خرداد 1392
:: 16:11 ::  نويسنده : امیرعلی

روانشناس کسي است که:

 

از شما پول مي گيرد تا سوالاتي را بپرسد که همسرتان مجاني از شما مي پرسد!




شنبه 18 خرداد 1392
:: 18:13 ::  نويسنده : امیرعلی

یه دوستی داشتم که اصلن اهل این سوسول‌بازیا و تقلب و این حرفا نبود.

یه روز قبل از امتحان یه چاقو میزاشت جیبش میرفت دم خونه‌ی استاد


ما شالله الان دکتر قابلی هم شده...




درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران