مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
شنبه 30 شهریور 1392
:: 11:54 ::  نويسنده : امیرعلی
اسپیکرت رو روشن کن صداشو زیاد کن بعد
 
فایل فلش زیر رو ببین تا از حسابی بخندی
 
 
 



شنبه 30 شهریور 1392
:: 11:53 ::  نويسنده : امیرعلی

مدت زمان مکالمات تلفنی

پسر به پسر = 00:00:59
مادر به پسر = 00:10:30
پدر به پسر = 00:02:36
پسر به دختر = 01:15:01
دختر به دختر = 00:29:59
دختر به پسر = 00:00:05 اونم میگه به من زنگ بزن و سریع قطع میکنه




پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
:: 14:37 ::  نويسنده : امیرعلی

 ای خواننده این مطلب :

 

 

 دعا میکنم در قشنگ ترین و زیباترین لحظه خوابت پشه بر تو دماغت  اگر نظر ندی




پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
:: 11:30 ::  نويسنده : امیرعلی

آموزش تضمینی اذیت و آزار کردن دیگران

این مطلب فقط جنبه شوخی و خنده داره پس لطفا جو گیر نشید ....

 

چادر سرتون کنین رو بگیرین برین تو خیابون به خانومای بد حجاب تذکر بدین. سکته می کنن

یه آگهی استخدام از طرف یه شرکت معتبر با مدت تماس یک هفته تو روزنامه بدین شمارشم بذارین.

ﺗﻮﯼ ﺗﺎﻛﺴﯽ ﺍﮔﻪ ﻛﻨﺎﺭﺕ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻦ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﯿﻦ ، ﺑﻬﺶ ﺑﮕﯿﻦ ﻣﮕﻪ ﻧﻤﯿﺎﯼ ؟
ﺍﻭﻥ ﻫﺎﺝ ﻭ ﻭﺍﺝ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﻛﻨﻪ .
ﺑﻬﺶ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﺪﯾﻦ ﻭ ﺑﮕﯿﻦ : ﭼﻪ ﺯﻭﺩ ﺟﺎ ……ﺯﺩﯼ؟
ﺑﻌﺪﺵ ﺩﺭ ﺗﺎﻛﺴﯽ ﺭﻭ ﺑﺒﻨﺪﯾﻦ ﻭ ﺑﺮﯾﻦ

اگر کسی توی خیابون تف انداخت بلافاصله صورتتون رو بگیرید و بگید «اخ»

(یعنی آب دهن طرف افتاد رو صورتت و میتونید دعوا راه بیاندازید).

دوست دخترتان را به بیرون ببرید و از مسیرهای دارای گشت ارشاد گذر کنید تا قلب دوست دخترتان بایستد

و موجب خنده و شادی شما شود.

قبل از اینکه قربانی بره حموم برید تو حموم سر دوش رو باز کنید(قسمتی که پیچی هست)

بعدش تا اونجایی که میشه کره بچپونید توش ولی حواستون باشه زیاد نریزین که سوراخاشو بند بیارید..

خوب حالا ببندینش و منتظر شید طرف بیاد دوش اب گرم بگیره و حسابی چرب بشه

 

در ادامه مطالب بخوانید




ادامه مطلب ...


پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
:: 11:27 ::  نويسنده : امیرعلی

یه سوالی دارم!


به کسیکه خیلی کارهای کمدی میکنه،معمولا میگن کمدین.


حالا سوال اینجاست به کسیکه خعلی سوتی میده چی میگن؟




پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
:: 11:25 ::  نويسنده : امیرعلی

اگه میتونی 5 بار سریع  پشت سر هم بگو

 

<<<چسب، چیپس، سس >>>

 

 

 




پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
:: 11:08 ::  نويسنده : امیرعلی

خخخخخخخ
این خاطره مال عمومه: میگفت رفته بودم شب خونه مادربزرگت بخوابم شب تشنم شد دیدم یه لیوان رو میزه رفته لیوانو سر رفتم دیدم یه چیزی اومد تو دهنم در آوردم دیدم دندون مصنوعیا مامان بزرگته خخخخخ


حالا فکرشو بکنید محتویات داخل ابه چی بوده مثلا سبزی دیشب و تیکه گوشت ریز معلق در آب خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ......!!!




چهارشنبه 27 شهریور 1392
:: 07:48 ::  نويسنده : امیرعلی
ﻫﻤﯿﻨﺠـﻮﺭﯼ ﭘﯿــﺶ ﺑــﺮﻩ

ﺑﻬﺘــﺮﯾــﻥ ﻣﮑـﺎﻥﻭﺍﺳﻪ ﺗﺒﻠﯿﻐـﺎﺕ؛ﭼـﺎﭖ ﺭﻭ ﺳـﺎﭘـﻮﺭﺕِ.



چهارشنبه 27 شهریور 1392
:: 07:09 ::  نويسنده : امیرعلی

چند روز پیش تو ایستگاه مترو داشتم با یه دختر5 ساله خوشگل صحبت میکردم.
یه خواهر حدود 18 سال داشت که به کنارش وایساده بود.
پرسیدم: اسمت چیه؟
گفت: ستاره
گفتم: فامیلیت؟
...گفت: دریایی
گفتم: به به چه اسم و فامیل قشنگی. بخورمت من!

گفت: ستاره دریایی رو که نمیخورن. اسم خواهرم صدفه. برو اونو بخور!!!

یعنی این خط دانش له کرد منوووووووووووو......!!!!متعجب




چهارشنبه 27 شهریور 1392
:: 06:59 ::  نويسنده : امیرعلی

 

 

با دوستام رفتیم کلاس, آقا یکی از دخترا داش سایه میزد

( فک کنم صب خواب مونده نرسیده میزامپیلی کنه ههههه)!

تا مارو دید هول شد اومد سریع بذاره تو کیفش ما نفهمیم, چشتون روزٍ غم نبینه کیفش افتاد همه لوازم آرایـــــشش پخشٍ زمین شد!! همون لحظه هم استــــــــاد اومد! یعنی بگم 40تا ماتیک بود فقط, بقیشو دیگه ولش کنید!
بدبخت مشت مشت میریخت تو کیفش صحنه رو ترک کرد! چن روزٍ ندیدم بیاد کلاس فک کنم رفته زیرٍ ماشین!


استاد تا یه ربع اینجوری بود»» متعجب




درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران