مطالب بامزه و خنده دار ⎝⓿⏝⓿⎠ ، اعتراف هاي بامزه .خاطرات با مزه . سوتی ها بامزه.چرت و پرت،..
مطالب بامزه و خنده دار
 
 
چهارشنبه 21 اسفند 1392
:: 12:41 ::  نويسنده : امیرعلی

عموم با یه خانم مطلقه آشنا شده بود و قرار گذاشته بودن که با هم ازدواج کنن و…
یه روز عموم داشت باهاش صحبت میکرد و خانمه گوشیو داد به پسرش که پنج سالشه!
عمومم زد رو اسپیکر که مثلا مارو بخندونه!
پسره: الو؟
عموم: سلام کوشولو چطولی عمو؟ موخوای برات قاقالیلی بخلم؟
پسره: مامان بیا گوشیو بگیر این داره گوه زیادی میخوره!




درباره وبلاگ


كليه مطالب طنز ميباشد . قصد ما نشوندن خنده بر لب های شماست و اينجا همه چيز داريم جز توهين به كسي و سياست. یا حق
موضوعات
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران